خرید بک لینک

از یکی خیلی خوشم اومده بود شب و روز تو فکرشبودم و با خیالش زندگی می کردم - یه جوراییم باهاش تماس گرفته بودم ولیخودمو معرفی نکرده بودم چون جراتشو نداشتم. بعد یه سال و نیم تماس گرفت دلتو دلم نبود قلبم داشت ازجاش گنده میشد باهاش که حرف می زدم صداممیلرزید....
گفت از همون اولش می دونستم که به من علاقه داری ولی ما نمی تونیم باهمباشیم من یه جا دیگه دام اسیر ولی می تونی همیشه رو من مثه یه برادر حسابکنی..........
شکستنمو احساس کردم نه غرورم بلکه همه وجودم- خیلی سخت بود.
از اینکه احساسه پاکمو نپذیرفته بود ولی لمسش کرده بود ناراحت نبودم ولیاز اینکه گفت منم مثه برادرت همه درای امیدو روم بست - خدا می دونه چیدردی داره الانم داغش رو دلم مونده.
امیدوارم هر جا که هست همیشه سبز و بهاری باشه و اینو بدونه که مثه دوستداشتن خواهر و برادرا که هیچ وقت تمومی نداره تا به ابد زندگیم دوستش دارمبدون انتظار هیچ پاسخی.

_________________________________________________20sms.blogfa.com____

خدایا........ای کاش "عشق" هرگز را هرگز نمی آفریدی
یا حالا که آفریدی... ...... ...... عاشق را به معشوقش می رساندی
خدایا......درد دوری بدجوری عذابم میده....میدونم که میدونی
درد بی اعتناییش بیشتر جگرمو می سوزونه

خداااااااااااااااااااااااا......خودت تحملم بده

_________________________________________________20sms.blogfa.com____

کاش باور داشت دوست داشتن غیر ازاینیه کهتوذهنش تصور داشت کاش یه جومعرفت داشت تا دنیا رو به پاش میریختم دخترا دلنبندید که جنس پسر گذراست هیچگاه ثابت قدم نیستن میگید عشق من فرق دارهامتحانش مجانیه دل پر از سیامک دارم افسوس از لحظه هایی که به پاش ریختم

_________________________________________________20sms.blogfa.com____

سلام به همه شماخوبان دیوانه شدم یعنی عاشق النازسارانی شدم دیوانم کردبه مسخرم گرفت منوفناکرد واگذارش میکنم بخدافلج شدم

_________________________________________________20sms.blogfa.com____

صفت و سخت عاشق یه دختری شدم که حتی شبها بهخاطرش خواب به چشمم نمیومد بهشم گفته بودم که دوستش دارم اونم قبول کرد کهباهام ازدواج کنه ولی نمیدونم که چی شد یهو خبر ازدواجشو بهم دادن الان دوسه روزه که حالم اصلا خوب نیست الان زندگی برام بی معنا شده

_________________________________________________20sms.blogfa.com____

ازخدامیخوام کمکم کنه تاقرضایی که دارم بدمشماهام برام دعاکنید ازاین همه ادمی که بهم حرف میزنن خسته شدم دلممیخوادیه جابرم که تنهای تنهاباشم تاکسی بهم منت نذارهخدایا خودت به همهاینایی که دین به گردنشون کمک کن

برچسب: نویسنده: احمد رضا تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1391 ساعت: 16:25

صفحه بندی