* شب اول قبر از ترکه میپرسن "خدای تو کیست؟" میگه اجازه بدین از فرصت مقایسه استفاده کنم .
* یارو لنگ بوده با کشتی میره سفر...وقتی برمیگرده رفیقش میگه خب سفر خوش گذشت؟ میگه نه بابا همش استرس داشتم هی می گفتن لنگرو بندازین تو آب !
* ترکه به عنوان مهندس کامپیوتر استخدم می شه. آخر وقت روز اول میره پیش رییس ازش پرسید: چی کار کردی؟ ترکه گفت هیچی. کلیدهای کیبورد نامرتب بود به ترتیب حروف الفبا چیدمش !!!
برچسب:
نویسنده: احمد رضا