خرید بک لینک
امیدوارم آخرین یکشنبه سال 1387 را به خوبی پشت سر گذاشته باشید .

* ترکه شطرنج باز بوده و از مسابقه میومده، سوار اتوبوس میشه یه خانومی میاد رد بشه، دستش میخوره به اونجایی كه نباید بخوره! خانومه سرخ میشه، میگه: ببخشید! تركه میگه: نه خانم جان، اینطوری نمیشه! دست به مهره حركته!!!

* به یک رشتی می گن از معجزات جنگ بگو می گه: والا ما اینجا باخودم ور می رفتیم خانم آنجا حامله می شد!!

* به رشتیه میگن یه خاطره خنده دار بگو میگه یه روز اومدم خونه دیدم که یکی رو تخت رو زنمه پریدم رو تخت تخت شکست بعد منو زنم با یارو کلی خندیدیم .

* قزوینی یه بچه ای راتوی بمبست گیر می اندازه . بچه که می بینه راه فرار نداره شروع میکنه به داد زدن و کمک خواستن. قزوینی یه میگه : اگه بیان ، می آن کمک من. نه کمک تو!!!

* قزوینیه میره پیش روانشناس میگه آقای دکتر این کودک درون که میگن کجاست؟

برچسب: نویسنده: احمد رضا تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1391 ساعت: 16:26

صفحه بندی