* آقاهه میره سربازی، دور کلاش قرمزی،آچین و واچین....با صدای چی؟ با صدای مرغ.....یه مرغ دارم ر وزی 2 تا تخم میکنه، چرا 2 تا؟ چون دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده....شاید پشت کوه انداختی؟ نه خیر ، زنجیر منو بافتی، بله . بابا اومده ، با کی اومده؟ اون کیه باهاش؟ چی چی آورده ؟ نخود و کیشمیش ، با صدای چی؟ با صدای گاو ، گاو حسن چه جوره ؟ نه شیر داره نه ............... واقعاَ نشستی همشو خوندی؟! متاسفم
* پیرمرد نگران به افق می نگریست خورشید غروب میکرد و هنوز نیمی از زمین شخم نخورده بود و گاو بی خیال مشغول خواندن این اس ام اس بود .
* سلام ببخشيد اين وقت شب مزاحم مي شم, يه سوال خيلي مهم برام پيش اومده:
.
.
.
.
چرا با اينهمه پيشرفت تکنولوژِي نوار غزه به سي دي تبديل نشده؟؟؟
* این علامت مامور مخصوص حاکم بزرگ میتی کمانه. احترام بگذارید.
...
...
...
تو نمی خواد احترام بذاری، تو از خودمونی زمبه!
* میدونی شباهت تو با لامپ چیه !؟؟.................................... دور هر دوتا تون پشه جمع میشه
* زن ترکه: بازم جلو جمع به من گفتی احمق؟
ترکه : ببخشید عزیزم! نمی دونستم این راز باید فقط بین من و تو باقی بمونه!!
*اگه کسی بهت گفت خوشگل
.
.
.
.
.
.
.
اول یه لبخند ملایم بزن
.
.
.
.
.
.
.
بعد با مشت بزن تو صورتــش
.
.
.
.
.
.
تا دیگه مسخرت نکنه
برچسب:
نویسنده: احمد رضا